تبليغاتX
سازش
سیاسی , اجتماعی , فرهنگی
سلام ، چند ماهی بلود که نمی نوشتم البته وقتی هم می نوشتم چیز به درد بخوری نبود خوب بگذریم.

در این چند ماه اتفاقات زیادی افتاده آخریش هم ردصلاحیت هاست .سکوت جایز نیست باید کاری کرد.

پس همراه شو عزیز کین درد مشترک هرگز جداجدا درمان نمی شود/

از امروز می خواهم بنویسم .دعا کنید که بنویسم ولو اندک .

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 22:34  توسط حسام  | 

چند روز پیش با دکتر ابراهیم اصغرزاده مصاحبه کردم و نظرات این دوره او برام جالب بود ‍

اصغرزاده از دانشجویان پیرو خط امام بود که لانه جاسوسی را اشغال کردند و بعد از دوم خرداد به یکی از رهبران اصلاح طلبی در ایران تبدیل شد .اصغرزاده در سال ۷۸ در پارک لاله تهران در یک تجمع بع گروههای فشار اعلاتم کرد " ما از بمب اتم خطرناک تریم " و این آغاز ماجرایی بود که چند وقت بعد منجر به حوادث کوی دانشگاه شد .

در دور اول انتخابات شورای شهر تهران اصغرزاده به این شورا راه پیدا کرد و بعد سلسله حوادثی در شورا پدید آمد که یک پای ثابتش اصغرزاذه بود و باعث شد که شورای دوم دست اصولگرایان بیفتد و بعد حوادثی دگر.

اما نکته جالب این بود که اصغرزاده این بار از میانه روی سخن می گوید .خیلی خوب است ..اما دیر..او خیلی دیر به این نتیجه رسید که باید در یاست میانه رو باشد ..هم او و هم کسانی که با حرکات رادیکالی باعث شدند سر انجام دوم خرداد "سوم تیر" شود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 13:55  توسط حسام  | 

خبری در راه است ؟

قرار است همزمان با ۲۰ فروردین روز ملی فناوری هسته ای یک خبر خوش هسته ای اعلام شود اینبار نیز محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران قصد دارد با یک حرکت شگفت آور بر بهت جهانیان در این چند وقت بیافزاید.

هفته پیش که ناگها رئیس دولت نهم در یک کنفرانس خبری آزادی ملوانان انگلیسی را اعلام کرد و با این کار باعث خوشحالی و شگفتی غرب شد اینبار نیز می خواهد با اعلام یک خبر دیگر همگان را انگشت به دهان بگذارد .

گمانه زنی ها در اینبار کم است و هنوز کسی نمی داند خبر خوش آقای رئیس جمهور چیست بعضی ها می گویند راه اندازی ۳۰۰۰ سانتیفریوژ در نطنز خبر خوش احمدی نژاد است و بعضی دیگر نیز با خوش خیالی دستیابی ایران به بمب هسته ای و یا همان کلاهک هسته ای را خبری می دانند که می تواند جهانیان را به تعجب وادارد.

ما هم منتظریم تا فردا بیاید و این خبری که در را ه است را بشنویم شاید این بار نیز محمود احمدی نژاد با یک حرکت دیگر شگفتی ساز این سال شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 9:12  توسط حسام  | 

سال ۸۵ بسان برق و باد تمام شد و سال ۸۶ شروع شد.

و اینک در آستانه سالی نو قرار داریم امیدواریم بتوانیم بهار دیگر را ببینیم و شاکریم از خداوند که سال ۸۵ را با تمامی اتفاقات تلخ و شیرین گذراندیم.

سال 85 سالی سخت برای کشور بود و سال 86 سالی سخت تر خواهد بود چون سالی که نکوست از بهارش پیداست "امشب قطعنامه ضد ایرانی شورای امنیت به تصویب خواهد رسید "

"حول حالنا الی احسن الحال"

امیدوارم سال جدید برای ملت ایران سالی سرشار از شادی و بدون حادثه باشد و امیدوارم در سال جدید دولتمردان ما نیز به مانند بهار راهی نو و زیبا را برای کشور طی کنند و کمی در اداره امور کشور درایت به خرج دهند شاید آنه نیز مانند بهار برای مردم دوست داشتنی شون

[sabzeh.jpg]

د.

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 15:44  توسط حسام  | 

دبیر دوم سفارت ایران در بغداد ربوده شد

این خبری بود که روز دوشنبه در سایت ها و خبرگزاری ها منتشر شد.

نکته ای که در این حادثه قابل توجه است چگونگی پیگیری این ماجرا از سوی دستگاه دیپلماسی کشور است . ما بارها شاهد بودیم که دستگاه دیپلماسی کشور بر خلاف غربیها کمترین توجه را سرنوشت  اتباع خود در سایر نقاط جهان داشته ، زمانی در شهریور ماه شاهد بودیم که اسرائیل به خاطر ربوده شدن سرباز خود توسط  حزب الله لبنان ، جنگ 33 روزه ای را بر لبنان تحمیل کرد و یا امریکا لیبی را به خاطر انفجار هواپیمای مسافربری بمباران می کند و نمونه های دیگر.........ولی در جمهوری اسلامی از حمایت از شهروندان خبری نیست که نیست . امیدواریم سرنوشت این دیپلمات ایرانی مانند دیپلماتهایمان در مزار شریف نشود ، امیدواریم سرنوشت این دیپلمات مانند آن چهار دیپلماتمان در لبنان نشود که هنوز بعد از گذشت 24 سال از سرنوشت آنها خبری نداریم ، نمیدانیم شهید شده اند یا در زندانهای اسرائیل هستند ، ما هنوز نمی دانیم امام موسی صدرمان در لیبی هست یا نه ، دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران که گوش فلک را از شعار در حمایت از مظلومان جهان کر کرده جرأت برخورد با قذافی را ندارد ، زهرا کاظمی یک ایرانی تبعه کانادا بود ولی دیدیم دولت کانادا محکم پای این قضیه ایستاد تا عاملان این کار معرفی و مجازات بشوند ، دستگاه دیپلماسی ما کمی از این آقایان حقوق شهروندی را یاد بگیرند....................

باز امیدواریم سرنوشت این دیپلماتمان مانند بقیه نشود

  زین همرهان سست عناصر دلم گرفت                   شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 18:32  توسط حسام  | 

سلام بر دموکرسی

سخنم با تحریم کنندگان و معاندان و براندازان است که همیشه تنها را نجات این مملکت را انقلاب می دانند ، سخنم با کسانی است که به جای آمدن در میدان و تمرین دموکراسی همیشه حرف از بر اندازی مزنند و یک انقلاب دیگر .

به راستی چرا ؟ چرا در این کشور که قریب به یک صد سال از حرکت اصلاحی در آن می گذرد باز صدای انقلاب از سوی برخی می آید؟ چرا ما نمی توانیم با آرامش به سوی دموکراسی گام برداریم و همیشه این گامها از سوی دو گروه با لغزش مواجه شده است:

1- مخالفین نظام و کسانی که بعد از انقلاب تحت تأثیر حرکات تند و رادیکال اوایل انقلاب بودند ، کسانی که بدون ارائه را ه حلی  مسالمت آمیز فقط از سقوط نظام دم می زنند و کسانی که این نظام را فاسد می دانند و نیم نگاهی به  امداد از آنسوی مرزها دارند.

2- آندسته از کسانی که همیشه به قشر اصلاح طلب و روشنفکر جامعه به دیده غربزدگانی نگاه می کنند که فکر می کنند این جماعت خواستار از فرق سر تا نوک پا غربی شدن جامعه هستند.

در طول این سالیان حرکت اصلاحی جامعه از سوی این دو گروه مورد تاخت و تاز قرار گرفته اما این کشتی طوفان زده آرام آرام به حرکت خود تا به امروز ادامه داده است.

24 آذر این امید را در میان اصلاح طلبان ایجاد کرد که  دولت و مجلس مخالف اصلاح طلبان انتخاباتی را بر گزار کردند که از درون صندوق های رأی مخالفان دولت بیرون آمدند و این به معنی یک گام به جلو تلقی میشود .

درست است که در این کشور انتخابات مجلس هفتم نیز برگزار شد که مانند یک مسابقه دو بود که عده ای را دست و پایشان را بسته و و گروهی دیگر را دست و پایشان را بریده بودن و به بقیه می گویند بدوید ، اما از دل همین مجلس نا مشروع اظهارات و مخالفتهایی با کابینه نهم شد که در طول تاریخ ایران کم نظیر بوده است .

باید امیدوار بود ، از دل دولت هاشمی ، سید محمد  خاتمی و اصلاح طلبان بیرون آمدند و از دل شورای اول اصلاح طلبان ، اصولگرایان بیرون آمدند ، از دل دولت اصلاحات دولت رادیکال احمدی نژاد و از درون شورای دوم اصولگرایان ، اعتدالیون و اصلاح طلبان بیرون آمدند .

اگر اصلاح طلبان به دولت کنونی و نظام انتقاد دارند باید از طریق اصلاحات و مبارزه آرام به رقابت با حریف بروند ، اگر اصولگرایان ، اصلاح طلبان را بر نمی تابند حق ندارند غیر از مبارزه انتخاباتی رقیب را حذف کنند و بهترین جا برای تسخیر قدرت، انتخابات می باشد .

دوستانی که به بر اندازی و انقلاب در کشور فکر می کنند باید بدانند که چه خونهایی از مشروطه تا به امروز ریخته شده تا یک انتخابات نیم بند در کشور برگزار شود.

چه کسانی بوده اند که آرزوی خواندن یک روزنامه منتقد دولت را داشته اند و چه کسانی که در آرزوی برگزاری یک انتخابات و داشتن یک گروه و حزب منتقد حکومت سر بر خاک گذاشته اند.

باید این دوستان بدانند که این کشور و برگزاری همین انتخاباتی که خیلی ایراد به آن هم است همینجوری و بدون زحمت به وجود نیامده که به همین راحتی و با یک انقلاب از بین برود.

آزمون و خطا تا کی ؟ باید این جماعت خواب آلود بدانند که اینجا ایران است و با همین فرهنگ اگر هر حکومت دیگری هم بیاید وضع همین است و راهی جز اصلاحات وجود ندارد و این اصلاحات آهسته و پیوسته است .

باید به خودمان بقبولانیم که اگر شکتی می خوریم مقصر اول خودمانیم ، نه دیگران ، اگر اصلاح طلبان در شورای دوم پیروز نشدند مقصر خودشان بودن نه شورای نگهبان و اگر در انتخابات ریاست جمهوری نیز شکست خوردن باز مقصر اصلی خودشان بودند نه حکومت ، پس یاید جنبه شکست را داشته باشند که تا به امروز داشته اند.

سخن کوتاه رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود کشور دارد به سوی پیشرفت پیش می رود و این هم از صدقه سری اصلاح طلبی است و.............

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 18:14  توسط حسام  | 

 

کمتر از 20 روز دیگر به آغاز انتخابات شوراها و خبرگان مانده از انتخابات خبرگان که بگذریم ( به خاطر نبود شرایط لازم برای شرکت اصلاح طلبان) هنوز هیچ یک از گروههای سیاسی لیست های نامزدهای خود را ارائه نکرده اند .علت اصلی ارائه نشدن لیست ها به وحدت نرسیدن گروهها عنوان شده و کم کم  بعضی اختلافات در این روزها آشکار تر شده است.

در جناح اصلاح طلب باید رسماً شاهد ورود سه جریان باشیم 1-اعتماد ملی 2- جبهه مردمی اصلاحات 3- ائتلاف اصلاح طلبان ، که شانس این گروه در پیروزی در شهر تهران به نظر می آید بیشتر باشد.

اما در اردوگاه برادران اصولگرا  هنوز بانگ کوبیدن بر طبل وحدت به گوش می رسد ولی از وحدت هنوز هیچ خبری در دسترس نیست چرا که شهد شیرین قدرت شهدی نیست که براحتی کسی حاضر باشد از کام خود خارج سازد ، در این خیمه گاهی که هر روز گروهکی با نام های مختلف سر به بیرون می گذارد اوضاع کمی وخیم به نظر می رسد یک روز اصولگرای اصلاح طلب روز دیگر حامیان امام اول و دوم و بار دگر رایحه خوش خدمت ، اینان بسان مردم هفتاد و ملت شده اند و بزرگان این جناح از ترس افتادن عمود خیمه دست به دعا برداشتند و از پس گردنی زدن خداوند به آنها برای این تفرقه خبر می دهند اما تا امروز اثری از وحدت دیده نمی شود، کوچکترها بزرگان را باعث این اختلاف می دانند و بزرگتران کوچک بازی کوچک ها را و تا به امروز هیچ کورسوی امیدی در میانشان دیده نمی شود.

آنروزی که عسکراولادی قبل از انتخابات ریاست جمهوری بیان می کرد: (در انتخابات شوراهای دوم ریشه اصولگرایی کاشته شد و مجلس هفتم شاخ و برگهای این پیروزی هستند و امیدواریم در انتخابات ریاست جمهوری شاهد روئیدن میوه این اصولگرایی باشیم  ) هیچگاه فکر نمی کرد که این میوه چنان نارس باشد که طعم گس آن کام وی و دوستانش را نیز دربر گیرد . میوه انتخابات نهم برای آنها بد میوه ای بود ، از کنار رئیس جمهور و به طرفداری از وی تشکل ها و گرو ههایی سر بر آوردن که هر کدام خود را ناجی اصولگرایان می دانند و بزرگان را دعوت به خانه نشینی می کنند و سنگ بنای این جریان را مهرداد بذر پاش نهاد ، جوان 26 ساله ای که از بخت خوش یا ناخوش روزگار مشاور جوان رئیس جمهور شد و اینک برای رسیدن به ریاست شورای شهر تهران تلاش بس عظیم می کند تا لیستی را به بزرگان قوم تحمیل کند که مطابق میل این جوانان قدرنشناس باشد .

و روزگار چه بازی هایی که ندارد کمتر کسی فکر می کرد که اصولگرایان مکتبی ما روزی برای رسیدن به قدرت چنان گوی سبقت را از هم بگیرند که هیچ کسی یارای جلوگیری آنها را در خود نبیند .

باید منتظر بود تا ببینیم آخر بازی چه میشود آیا رهبری برای از دست ندادن تنگه احد اصولگرایان وارد میدان میشود و یا سپاه اصولگرایان برای جمع کردن غنایم میدان را خالی کرده و موجبات فتح این تنگه را از سوی اصلاح طلبان فراهم می کنند و این موجب زدن پس گردنی از سوی خداوند به آنها خواهد شد .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 17:9  توسط حسام  | 

"مبارزه با حیوانات موذی" ، کارگاه نقاشی" ،" کارگاه آموزش تفکیک زباله "،" مسابقه بسکتبال خیابانی" ،" طرح جهادی "137 و............

اینها نمونه هایی از چادرها و تبلیغاتی هستند که به وسیله شهرداری در میادین اصلی نصب شده اند.

برپایی چادرهای آموزشی از آموزش چگونگی گرفتن موش تا آموزش نقاشی کودکان . عرضه تله های موش نیز از دیدنیهای جالب این چادرهاست .

برگزاری مسابقات محلی در این فصل سرما از کارهای جالب شهرداری است که شهردار آن با خیالی ساده و به امید فتح شوراها بودجه های کلانی را به این کارها اختصاص داده و غافل از اینکه اینجا ایران است و دست ها زود رو می شود.

اواخر فصل تابستان ناگهان تابلوهایی در سراسر شهر مشاهده شد با این عنوان " طرح جهادی 137 " و تعجب شهروندان تهرانی را بر انگیخت "که بابا تو این مملکت کارهای با برنامه ریزی درست انجام نمیشه چه برسه به جهادیش" و این ذهن سیاسیون را به تأمل واداشت که به طور حتم شهردار تهران با شکستی که از دوستان اصولگرایش در انتخابات ریاست جمهوری خورد این بار در کسوت شهردار به قصد فتح دوباره وارد گود شده و شوراها بهترین نقطه این نبرد بود .

ترکیب فعلی شورای تهران نیز باب میل شهردار نیست ، اختلافات میان شهرداری با شورا بر سر پروژه منوریل گواه صدق این مدعاست و باز این مسئله ذهن ها را به خود معطوف نمود.

با توجه به این نکته شهرداری تهران بودجه کلانی را در اختیار دارد قالیباف پروژه خود را شروع کرد . اول در نظر آمد که شهردار به مانند خلف سابق خویش قصد آسفالت و لکه گیری چاله ها را دارد اما این خیالی بود خام چرا که تعمیر معابر و اصلاح پیاده رو ها و کوچه ها در دستور کار قرار داشت .

اولین جایی که به نظر می آید خیابان ولیعصر بود ، پیاده رو ها کنده شدند و جای سنگ های قبلی را سنگ ای زیباتر جدیدی گرفتند ، جوب ها در حال تعمیر قرار گرفت و..... همه شاهدند که شهر چه چهره ای را به خود گرفته ، چهره ای در حال تعمیر و کمی شبیه شهری جنگ زده.

این پروژه با این حجم زیاد و این زمان طولانی در حالی انجام می گیرد که مردم همه این واقعیت را لمس می کنند که شهرداری دارد برای مردم کار میکند.

اما این یک روی سکه است

اول گفتم اینجا ایران است ، با طولانی شدن این پروژه سئوال هایی در ذهن ها جاری شده که این بودجه چه لزومی داشت که برای این نوع کارها خرج شود؟ اصلاً جداول کنار خیابان چه مشکلی داشتند که باید جایشان را سنگ های گران قیمت کار گذاشته شود ؟ کارخانه سنگی که با آن قرارداد بسته متعلق به کیست که چنین سودی را نصیب خود کرده ؟ و کلام مرسوم ایرانیان ، چه قدر آدم از بغل این ماجرا دزدی کرده اند.

و این نکته مهمی بود که آقای قالیباف با داشتن مدرک دکترای استراتژیک به آن پی نبرده و با مسابقات و چادرهایی که در شهر راه انداخته این شک را بیشتر در میان مردم ایجاد کرده که قالیباف به دنبال ریاست جمهوری است .

و این رو بازی کردن شهردار تهران همانند انتخابات ریاست جمهوری بدون شک منجر به شکست وی در شوراها خواهد شد و با اختلافاتی که در میان اصولگرایان هست این اصلاح طلبان هستند که با چراغ خاموش برنده این انتخابات هستند.

و این نتیجه علاقه بیش از حد به قدرت است و آقایان از گذشته پند نمی گیرند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 15:58  توسط حسام  | 

برنده کیست؟  

در پی اعلام اسامی تأیید صلاحیت نامزدهای شوراها بر خلاف انتظار اصلاح طلبان اکثر کاندیداهای مطرح این جریان در تهران از سوی هیأت نظارت تآیید شدند ولی در شهرهای بزرگ و مهم تیغ تیز رد صلاحیت دامن اصلاح طلبان را گرفته است .

اما این سئوال مطرح است که چرا هیئت نظارت چنین رفتاری را از خود نشان داده است . آیا جناح حاکم بر فتح دوباره (بهشت) تهران آنچنان واقف و امیدوار است که اجازه ورود اصلاح طلبان پایتخت را به مبارزه انتخاباتی داده است ؟

اما در شهرستانها درست حالت برعکس را برای آنان دارد یعنی آنها امید چندانی به پیروزی نداشتند و به همین علت دست به قلع وقمع اصلاح طلبان زدند تا با این کار بتوانند مشارکت مردم را در این شهرها کاهش داده و در نبود یک مبارزه انتخاباتی سالم شوراها را به چنگ خود درآورند..

اما به راستی اصولگرایان فاتح اصلی این انتخابات خواهند بود؟ مخصوصاً در تهران که دست به این ریسک بزرگ زده اند و اجازه حضور رقیبی را داده اند که تا به امروز از حضور آنان در تمامی ارکان نظام هراس داشتند و بعد از 3 تیر دست به تصفیه آنان زدند . هراسی که گاه خود را به شکل مخالفت با سفرهای محمد خاتمی نشان می داد و گاهی به شکل تعطیلی روزنامه های اصلاح طلب و روزی در قامت عدم ثبت نام دانشجویان اصلاح طلب.

با اختلافی که در جریان محافظه کار افتاده و آنها به 2 دسته طرفداران احمدی نژاد و حامیان قالیباف تقسیم شده اند  و شواهد ظاهری پیروزی قالیباف را در این دوره نشان می دهد اما با شدت گرفتن این اختلافات به نظر می رسد اصلاح طلبان با چراغ خاموش برنده این انتخابات باشند .

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 18:55  توسط حسام  | 

آیا جریان چهارمی در راه است؟

شیخ مهدی کروبی در کنفرانس مطبوعاتی اخیر خود به شکل گیری جریان چهارمی در عرصه سیاسی کشور اشاره کرد ، اگر چه خبرنگاران حاضر در جلسه به راحتی از این مسئله عبور کردند ولی این پیام هشداری بود برای گروههای سیاسی کشور به خصوص اصلاح طلبان.

در دسته بندی جریانات سیاسی در سالهای اخیر و به خصوص در انتخابات سه دوره اخیر جریان سومی وارد مبارزات انتخاباتی شد که شاخص ترین این گروهها " آبادگران " بودند که توانستند در انتخابات شوراها پیروز شوند و پله پله  مراکز حکومتی را در دست گرفتند ، این جریان که خود را جریان سوم می نامید با استراتژی تخریب گذشته وارد میدان شد آبادگرانیها جز ولی فقیه کسی دیگر را در نظام سیاسی کشور قبول نداشتند و به تمامی مسئولان گذشته به دیده یک دزد و غارتگر بیت المال نگاه می کردند ، محمود احمدی نژاد یک نمونه کاملی از این جریان است .

در جناح اصلاح طلب کشور شاید جریان سوم را بتوان در گروه مهدی کروبی خلاصه کرد با این تفاوت که آنها نیز ولایت فقیه را قبول داشتند اما یک سری انتقادات را نیز به شخص رهبری به خصوص در جریان انتخابات نهم به وی داشتند ، شیخ مهدی کروبی نیز به جز حامیان خود تمامی اصلاح طلبان را مورد حمله قرار داد و آنها را باعث شکست جنبش اصلاح طلبی در ایران دانست خود آقای کروبی در این کنفرانس جریان هم اندیش خود را جریان سوم اصلاحات نامید .

اما جریان چهارم چه کسانی هستند ؟ اصولگرایان جوانی که دولت جدید نیز آنها را برای تشکیل یک حکومت اسلامی ارضاء نکرده است ؟ و یا اصلاح طلبان جوانی که ناامید از عملکرد سران فعلی خود دست به تشکیل یک جریان دیگری می خواهند بزنند ؟

به نظر می رسد جریان چهارم از جنبش اصلاح طلبی سر به بیرون بیاورد چرا که در جریان مقابل با تمامی اختلافاتی که می تواند در میانشان به وجود بیاید ، به دلیل تبعیت محض از مقام ولایت به سرعت می توانند وحدت خود را حفظ کنند

اما در جریان اصلاح طلبی اینطور نیست اگر چه سید محمد خاتمی به عنوان یک رهبر معنوی در اصلاحات شناخته می شود ولی گروههای اصلاحات هر یک به خاتمی به گونه ای که خودشان می خواهند نگاه می کنند و اساساً محمد خاتمی نیز نمی خواهد رهبری این جریان تکه تکه شده را به عهده بگیرد و به دنبال ترویج نظریات خود در جهان است .

جوانان اصلاح طلبی که در انتخابات ریاست جمهوری با امید وارد صحنه شده بودند و با یک شکست غیر منتظره روبرو شدند امروز نیز در آستانه انتخابات شوراها و اختلاف سران اصلاحات  منتظر شکستی دیگر هستند و شاید به فکر راه اندازی یک جریان دیگری از تبار اصلاح طلبی بیفتند، اصلاح طلبانی که به راستی می خواهند دست به اصلاحات در ساختار حکومت یکدست کنونی بزنند.

شاید با راه اندازی این جریان سران اصلاح طلبی نیز به اشتباهاتشان در قبال این جوانان پی ببرند که آن موقع نیز بسیار دیر شده است زیرا دیگر آنان جایگاهی به مراتب بد تر از امروز در عرصه سیاسی دارند و هم اکنون باید به فکر خویش باشند.

باید منتظر بود تا ببینیم این جریان چهارم از چه کسانی و با چه نوع نگرشی در عرصه سیاسی کشور به وجود میاید .

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 17:5  توسط حسام  |