تبليغاتX
جنبش راه سبز سازش


از خون از جوانان وطن لاله دمیده

چیزی برای گفتن ندارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 22:5  توسط حسام  | 



سربازیم تموم شد ، آخیش

و سربازی من تمام شد ، ۱۸ ماه و ۱۸ روزم اضافه خدمت ، این نیز گذشت و حال به آینده ای نامعلوم چشم دوخته ام . از هر لحاظ که بگی.

انتخابات هم نزدیک است و من مردد در انتخاب میان سه تن.

به خاطر کارم که گزارشگری و خبرنگار یاست برای تهیه گزارش برنامه صبح اتقلاب شبکه ۳ به ۱۵ استان سفر کردم و گزارش تهیه نمدم به شهرهایی رفتم که اولین بار بود پای خبرنگاری به این سبک به آنجا گذاشته می شد شده بودم کرستف کلمب شایدم مارکوپلو ، بگذریم ، تئی این سفرها و البته در دوران خدمتم به خاطر نگاه خبرنگارانه ام چیزهایی دیدم که شاید دیگران ندیده ام حتی شاید دوستان اهل سیاستم ، نمی خواهم الان بگم چی دیدم که البته زیاد جالب نیست اما این دیدن ها مرا به آینده به انتخابات و به طور کل به مسائل سیاسی مردد کرده با اینکه همزمان در دوران سربازی مشغول تحصیل در رشته علوم سیاسی بوده و هستم اما نگاهم با بسیاری از سیاستمداران کنونی فرق دارده ، نمیدونم شایدم توهم دارم ، اما خلاصه که مرددم مانده ام بین زمین و هوا که آینده چه میشود ، این انتخابات فرجامش چیست ، خاتمی ؟ کروبی ؟ میرحسین ؟ و یا محمود احمدی نژاد که امیدوارم که این آخری نشود.....................

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 18:18  توسط حسام  | 



احمدی نژاد اصولگرا نیست

گفتگو با علی اکبر جوانفکر مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور

این گفتگو در اردیبهشت ماه زمانی که در سفر پیگیری مصوبات هیئت دولت در استان چهارمحال و بختیاری به همراه دیگر خبرنگاران رفته بودیم در مسیر سد کارون 4 در داخل اتوبوس انجام شد.

در طول گفتگو چند بار به خاطر بازدید از برخی مناطق مصاحبه قطع شد و دست آخر هم با رسیدن به سد کارون 4 مصاحبه نیمه تمام ماند اما این هم تجربه ای بود.

جوانفکر آدم آرامی است و من فهمیدم از آندسته آدم هایی است که به حرف های خود ایمان دارد.

گفتگوی نیمه تمام ما را با علی اکبر جوانفکر میخوانید و در این گفتگو است که او خواستار محاکمه برخی مقامات دولت های گذشته میشود.

 

بعد از سوم تیر 84 یک نامی در میان اطرافیان آقای احمد ی نژاد به چشم خورد به نام دکتر علی اکبر جوانفکر مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور ، آقا ی جوانفکر آز کجا آمده بودند آمدنشان بهر چه بود؟

-جوانفکر یک آدمی است مثل بقیه آدمها یی که توی این مملکت هستند ، از سال 59 در خبرگزاری جمهوری اسلامی یک سابقه کاری داشتم در تأسیس روزنامه ایران نقش داشتم ، و کسانی که در جامعه رسانه ای کشور کار می کنند من را می شناسند ، حالا خوب بعضی ها هم من را نمی شناسند بعضی ها هم می شناسند آنهایی هم که شناختند چیزی را بدست نیاوردند آنهایی هم که نمی شناختند چیزی را از دست ندادند.

از چه سالی با دکتر احمدی نژاد آشنا شدید؟

-از سال 82

به چه صورت؟

-در شهرداری بود یک نفر من را معرفی کرد و با ایشان جلسه گذاشتم

در چه موردی بود جلسه؟

-ایشان در رابطه با مطبوعات و رسانه ها می خواستند که به ایشان مشاوره دهم.

آن موقع هنوز در ایرنا مشغول بودید؟

من آن موقع از مأموریت خارج از کشور از اسپانیا آمده بودم و با مدیر عامل وقت خبرگزاری نمی توانستم همکاری کنم

چرا ؟

-بر سر مدیریت بود ، اختلاف نظر داشتیم و من فکر کردم بهتر است که من از آنجا فاصله بگیرم تا مدیر عامل بتواند کار خودش را انجام دهد چون دوست نداشتم در خبرگزاری باشم و دائم در کشمکش و دعوا باشم.

-اختلافات بر سر چی بود؟

-اختلاف مدیریتی بود ، بر سر نوع نگاه ایشان به خبرگزاری و مدیریت خبر بود و من نگاه ایشان را نمی پسندیدم و بهتر دیدم که جدا شوم ، دریک فضای دوستانه هم جدا شدم ، فضای خصمانه ای هم نبود در همین شرایط بود که یکی از دوستان مرا معرفی کرد به آقای احمدی نژاد و بنده در یکی دوجلسه ای که با ایشان داشتم ، ازمن دعوت کردند که بیایم در شهرداری کمک کنم و من هم پذیرفتم و با توجه به شناختی که از ایشان پیدا کردم ایشان را بسیارآدم متدین ، حزب اللهی و کاملاً مقید به آرمانها و اصول انقلاب دانستم و برای من یک افتخار بود که در کنار ایشان باشم و از این فرصت استفاده کردم.

و بعد ماجرای انتخابات ریاست جمهوری پیش آمد.

-بعد تا اواخر سال 83 که بحث ریاست جمهوری مطرح شد و وقتی من فهمیدم که ایشان به عنوان نامزد مستقل قصد دارد در انتخابات شرکت کند ، اعلبام آماتدگی کردم که اگر بناست شما به عنوان نامزد مستقل وارد شوید من در خدمت شما هستم و آمادگی این را دارم که کمکتان کنم و ایشان هم پذیرفتند و من هم از شهرداری مرخصی گرفتم و آمدیم فعال شدیم.

در ستاد چه سمتی داشتید ؟

- مسئول کمیته رسانه ستاد انتخابات بودم.

مهمترین ویژگی دکتر احمدی نژاد چه بود؟

- من تصور می کنم نسل های بعد ایشان را بهتر بشناسند ، امروز در یک فضای غبار آلودی که متأسفانه از سوی برخی رسانه ها مطرح شده و ایجادشده ، چهره آقای احمدی نژاد برای مردم خوب تعبیه نشده ،البته مردم در همین حد هم که شناختند وفاداری نسبتاً خوبی نشان دادند ، اما من فکر می کنم ابعاد شخصیت ایشان شناخته نشده و مکتوم مانده و فکر می کنم افرادی باید بیایند و روی ابعاد شخصیتی ایشان کار کنند ، ایشان بسیار پایبند به ارزشها و آرمانهاست ، بگذارید من یک خاطره ای بگویم ، روزی در سال 83 من رفته بودم برای نماز عید فطر و آن روز هم بارندگی شده بود و می دانید که خطبه های نماز را بعد از نماز می خوانند و من نشسته بودم دیدم آقای احمدی نژادبا پسرانش مهدی و علیرضا آمدند و کنار من نشستند ، بچه هایشان کتانی هایشان دستشان بود و کفشهایشان را به صورت خوابیده گذاشتند روی زمین و من نگاهم یک لحظه افتاد به کف کفش پسران ایشان ، قلوه کن شده بود کف کفشهایشان، یعنی کاملاً شکاف داشت و آقای احمدی نژاد در یک لحظه متوجه نگاه من شد و کفش ها را برگرداند، می خواهم این نکته را بگویم که ایشان به شدت مقید به این است که هرچه هست حلال وارد زندگیش شود با اینکه این استاد دانشگاه است و این استاد دانشگاه با حقوق استاد دانشگاهی دارد زندگی می کند و دارد خرج پدر ، مادر و خانواده خود را هم می دهد ، شهردار تهران است و صدها میلیارد تومان زیر دستش است حتی اجازه نداد یک ریال هم از آنجا وارد زندگیش شود ، کم پیدا می کنیم ، به ندرت پیدا می کنیم مدیرانی که این همه مقید باشند، ایشان ناهارش را هم از خانه اش می آورد، رعایت می کرد اگر ماستی ، چیزی از شهرداری می آوردند پولش را حساب می کرد.به نظرم این مقید بودن به این ریزه کاری ها در وجودهر کسی نیست واین برای من خیلی ارزشمند است که ببینم یک مدیری در یک جایی مثل شهرداری تهران با آن سوابق نگران کننده ای از مدیریت ها که در گذشته در آن وجود داشته و حایی که همیشه حرف داشته اینچنین کار کند.باید این روحیه را همه مدیرا ن ما داشته باشند و کمک کنیم این روحیه در همه مدیران کشور نهادینه شود.

آیا فکر می کردید آقای احمدی نژاد در کارزار انتخابات پیروز شود؟

- من پیش بینی ام دقیقاً همین بود که ایشان قطعاً رئیس جمهور میشود ، با شناختی که از جامعه داشتم به ایشان عرض کرده بودم که اگر شما مستقل وارد صحنه شوید مردم به شما روئ می کنند و مردم شما را می خواهنداین همان چیزی است که خلااش در جامعه وجود داشت شاید این نکته جالب بالشد که بعضی ها رأی آقای احمدی نژاد را تفسیر کردند به بازگشت به اصولگرایی بازگشت به اصولگرایی که دیگران خودشان منفعتشان را می دیدند در حالی که من فکر می کنم مردم ما هیچ وقت به عقب بر نمی گردند و همیشه رو به جلو می روند ، تصمیم مردم در تیرماه 84 در انتخاب آقا ی احمد ی نژاد یک حرکت رو به جلو بود یک حرکت رو به عقب نبود، بعضی ها این را یک حرکت رو به عقب تفسیر می کردند که خودشان را بتوانند تبیین بکنند.

یعنی شما با این اصولگرایی که الان مطرح است..............

- من اصلاً این را قبول ندارم ، من اصلاً اصولگرا نیستم به آن معنا ، آقای احمدی نژاد هم اصولگرا نیست به آن معنا.....

یعنی آنها چه ویژگیهایی دارند که شما ندارید؟

- آن یک تابلو است ، اصولگرایی که آنها دارند یک تابلو است که می خواهند بالاخره جمع شوند و با این تابلو زندگی بکنند و قدرت را برای خودشان به دست آورند ، مسئولیتی ، پستی داشته باشند سهمی از قدرت داشته باشند.

پس به نظر شما این اصولگرایی و اصلاح طلبی یک نگاه به قدرت است؟

- بله ،ما اصولگرایی را پایبندی قطعی و کامل به ارزشها می دانیم ، ما اصولگرایی رهبرمعظم انقلاب را اصولگرایی می دانیم ، پایبندی از بن دندان به اصول به دین به ارزشها به خون شهدا و پاسداری از انقلاب با همه آن باورهای اصیل انقلاب ، این اصولگرایی را ما معتقدیم ، ولی آن اصولگرایی که یک تابلو بزنیم به نام اصولگرایی و زیر آن هر کاری را توجیه کنیم من قبول ندارم . نمی خ.اهیم اصلاً اصولگرا باشیم ، به این معنا نمی خواهیم اصلاح طلب باشیم ولی اصلاح طلب هستیم و احمدی نژاد اصلاح طلب ترین آدمی است که نشان داد در مسیر اصلاحات در این کشور چه کرد ، اصلاحاتی که در ساختار اداری و اجرایی کشور کرد هیچ کس انجام نداد و اصلاً جرأتش را هم نداشتند.

یعنی اصلاح طلبی آقای احمدی نژاد ادامه دهنده اصلاحات آقای خاتمی است ؟

اصلاًو ابداً ، اصلاً توی آن قالب نیست ، اصلاح طلبی در ذات انقلاب اسلامی است چون ما دائماً در حال تحول هستیم در حال نوگرایی هستیم و اصلاح طلبی به این معناست و آقای احمدی نژاد به روز دارد زندگی می کند ، دارد کشور را به روز ادراه می کند ولی بعضی ها محافظه کار هستند ، محافظه کارند به این معنا که می خواهند کشور را مانند همان ادوار گذشته اداره کنند ، در ذهنیت های گذشته و در ساختارهای کهنه و فرسوده کشور اداره کنند ، اینطوری نمی شود ، جواب نمی دهد ، ما باید به روز زندگی کنیم ، آقای احمدی نژاد دارد در این جهت حرکت می کند در جهت به روز بودن و تصمیماتی گرفته شده در این دولت که متأسفانه هم اصلباح طلب هابی زیر تابلوی اصلاح طلبی و هم اصولگرایان زیر تابلوی اصولگرایی جمع شدند و تمامشان به آقای احمدی نژاد تهمت زدند که محافظه کاری و انواع و اقسام کارشکنی ها را کردند.

ولی اصلاح طلبان که بیرون از قدرتنتد و قدرتی ندارند که؟

- بیرون از قدرت که ، اینها الآن ابزار رسانه ای که بسار کارآمد و موثر هم هست در اختیارشان هست و ضمن اینکه بیرون از قدرت هم نیستد ، اینها که سالهاهمه بخشهای قدرت را در اختیار داشتند و یک جابه جایی سنگین انجام دادند و یک تغییرات سنگینی انجام دادند و همهبخشها افت کردند ، اینها این کارها را انجام دادند ، ما که اصلاً تغییراتی ندادیم ، واقعاً آقای احمدی نژاد برای انتخاب اعضای کابینه اش دستش باز نیست و نیرویی در اختیار نداریم.....

ولی تغییرات در دولت نهم کم هم نبوده؟

واقعاً اینطور نبوده ، مقام معظم رهبری آمدند وارد صحنه شدند و گفتند تغییرات صورت گرفته بسار ناچیز بوده ما اصلاً نرفتیم دنبال این کارها ، بنابر این این ها در قدرت هستند ، در لایه های زیرین قرار دارند و دارند کار خودشان را انجام می دهند ، این واقعیتی است که وجود دارد در عین حال ابزار رسانه ای هم در اختیارشان هست و دارند اثر خودشان را می گذارند .

اما رسانه ملی که دست جناح مقابل اصلاح طلبان است ؟

آره ممکن است دست نیروهای دیگریباشد .

یعنی همراه دولت نیست؟

- واقعاً نیست ، ببینید شما نگاه کنید وقتی که به یک آدم سالم چند دفعه بگوئید تو حالت خوب نیست ،رنگت پریده باورش می شود که مریض است ، با رویکرد تخریب گرانه خودشان با دولت دائماً روی مخ مردم می روند و پیوسته بمباران تبلیغاتی می کنند و می گویند گرانی و تورم ، گرانی و تورم ، طبیعی است که گرانی جا باز می کند ،این ها ابزارهای خودشان را در اوجش به کار گرفته اند که دولت را زمین گیر کنند.

حالا رسانه ملی مقابل دولت است یا همراه دولت ؟

- در خدمت دولت با همه ظرفیت هایش نیست ، در حد نسبی است ، نمی خواهم ناشکری کنم و در حدی هم که زحمت کشیدند تشکر می کنم ، اما همه ظرفیتهایش برای دولت نیست ، همه ظرفیته که می گویم نه اینکه بگویمبیاید تعریف کند ، دولت مال ملت است ، دولت که برای خودش کار نمیکند برای مردم کار می کند رسانه ملی باید در خدمت دولت باشد که در خدمت ملت باشد ، حمایت از دولت حمایت از ملت است ما که نمی گوئیم مجیزگوی افراد باشد ، خدمات و فعالیتها و کارهایی که دولت انجام می دهد باید اطلاع رسانی شود.

اما در دولت قبل هم خیلی خدمات صورت گرفت اما رسانه ملی ذره ای هم که اخبار دولت نهم را منعکس می کند به خدمات دولت قبل نمی پرداخت؟

ما که می گوئیم برویم نشان بدهیم یک نمونه اش را دیدیم بیمارستان شهرکرد بود که از سال 77 کلنگش را زدند تا سال 84 فقط 9% پیشرفت داشته بله اینطوری کار کردند از این نمونه کم نداریم .

چرا در دولت نهم تمام 16 سال گذشته زیر سئوال رفت و گفته شد که هیچ کاری در آن دوران انجام نشده است؟

ما نگفتیم ، این تبلیغاتی بود که آنها راه انداختند ما نگفتیم که در 16 سال گذشته هیچ کار یانجام نشده است همیشه هم گفتیم کار شده ولی اصولی نبوده، زحمت کشیده اند ولی پرهزینه ، کار را برای ملت انجام دادند ولی پر هزینه ، کاری را انجام دادند ولی یک عده خاصی سودش را بردند ، کار را انجام دادند ولی ابتر مانده، ده ها پروژه در کشور نیمه تمام رها شده ، بیمارستان ؛آیت الله کاشانی در استان زنجان ما رفتیم دیدیم ، 17 سال نیمه کاره رها شده بود ، چرا ؟ مردم نیاز به آن داشتندچرا رها کردند؟ من اتفاقاً میگویم ما اگر بخواهیم بگوئیم کجا می خواهیم برویم باید بگوئیم از کجا آمده ایم باید به عقب نگاه کنیم ، اگر به عقب نگاه کردیم نباید آنهایی که عقب هستند و ضعف داشتند ناراحت بشوند ، نه ، نقد است دیگر، نقد می کنیم گذشته را که بفهمیم به کجا می رویم ، اشکالات را بفهمیم که تکرارش نکنیم ، ضعفها را بفهمیم که دیگرآن ضعفها را در آینده بتوانیم جبران کنیم.

ولی این موضوع خیلی بد جا افتاد و خیلی به آن دامن زده میشود؟

عرض کردم تبلیغات سنگین کردند روی این قضیه برای اینکه افکار عمومی را تحریک کنند بر علیه دولت ، ما توی اطلاع رسانی خودمان هم ضعیف هستیم همه هم می دانند ما که بلندگوی زیادی نداریم ما که نرفتیم مثل دوستانمان در گذشته که همه همتشان را گذاشتند به کارهای سیاسی ، بخش زیادی از وقت و همتشان صرف کارهای سیاسی شد که حالا بیائیم یک گروه درست کنیم ، حزب درست کنیم ، یک جریان سیاسی درست کنیم از داخل این جریانات رسانه در بیاوریم.

شما مخالف حزب هستید؟

من مخالف حزب نیستم ولی سازو کارش اینطور نیست ، ساختار حزب از درون قدرت که نباید بجوشد ، از درون قدرت که بجوشد همین اتفاق می افتد یک وقتشان را گذاشتند روی این کارها و از وظیفه اصلی بازماندند و کار مردم را مختل کردند و به نظر باید کسانی و افرادی در دولت های گذشته مورد سئوال قرار گیرند ، مورد پرسش قرار گیرند بلکه محاکمه شوندکه چه کرده اند ؟ چرا این رفتار را از خودشان نشان دادند؟ چرا این پروژه ها و طرح ها را نیمه تمام رها کردند ، چرا نیازها و مشکلات مردم را مطرح نکردند و در حل مشکلات مردم گام بر نداشتند ، چرا ؟ آنهایی که باید محاکمه شوند و مورد بازخواست قرار گیرند الآن زبان دراز کردند و می گویند به دولت که چرا این مسر را درای میروی ، مسیری که فقط در جهت حل مشکلات مردم است ، آنها باید محاکمه شوند الآن دارند مارا محاکمه می کنند ، خیلی جالبه ، من فکر می کنم که ما واقعاً زبان گویا نداشتیم که بتوانیم حرفمان را به جامعه منتقل کنیم و آنها از زبان ما آن چیزی را خواستند به خورد جامعه دادند.

ما کی خواستیم دیگران را اینطور تخریب کنیم ، نه همه زحمت کشیدند ، کار کردند و در جای خودش هم قابل تقدیر است اما اشکالات و ضعفهایی هم داشتند آنها باید ضعفهایشان را شناسای کنند، ضعفهای بزرگ هم وجود داشته ، فرصت های زیادی از کشور از دست رفته ، خیلی از فرصتهای طلایی از دست رفته ،آنها را چه کسانی باعث از دست رفتن بودند، اینها باید مورد بازخواست قرار گیرند ، شهرام جزایری چرا در کشور ما سربلند میکند ؟چرا آلودگی در کشور ایجاد میکند ؟ ربا خوری چرا در کشورجا پیدا م یکند ؟ چرا به احمدی نژاد که مصصم است ربا را از نظام پولی کشور بردارد اجازه نمی دهند وجلویش را می گیرند ؟ اگر اینها در قدرت نیستند این مقاومت سرسختانه در برابر تصمیمات دولت از طرف چه کسانی است؟

و گفتگوی ما برای بازدید نیمه تمام ماند و دیگر ادامه آن میسر نشد............

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 0:37  توسط حسام  | 



انتخابات ، چه باید کرد؟

باز صدای طبلل انتخابات زده شد و از حالا گروه های سیاسی خود را برای ماراتن انتخابات ریاست جمهوری دهم آماده می کنند . سوم تیر 1384 بود که دکتر محمود احمدی نژاد با نفی سیاستهای دولتهای گذشته و با شعار " آوردن پول نفت بر سر سفره مردم " و " مهرورزی به خلق خدا " پیروز نهایی آن انتخابات شد تا گروه های سیاسی پر مدعا به شوکی سیاسی فروروند و تا مدتها دچار بهت و حیران شوند که چگونه " شهردار تهران رئیس جمهور ایران " شد .

علی لاریجانی ، محمد باقر قالیباف ، محسن رضایی از مهمترین رقبای اصولگرای احمدی نژاد در آن انتخابات بودند آن ها نیز متحیر ازآنکه چگونه فردی مانند احمدی نژاد بدون پشتوانه سیاسی قوی مانند آنها قوه مجریه کشور را تصاحب کرد.

اصلاح طلبان نیز حالی خوش تر از رقبای محافظه کار نداشتند اما به مانند قالیباف زمانی که خبر پیروزی احمدی نژاد را شنیدند قلبشان نگرفت و روانه بیمارستان نشدند ، اکثر آنها قبول کرده بودند که انتخابات آزاد برگزار شده بود و به واقع مردم به آنها روی خوش نشان ندادند اگر چه شاید در ظاهر و در رسانه ها و مطبوعات بهانه های دیگری می آوردند، چنان که مصطفی تاج زاده در ستاد نسیم (حامیان معین) در روز 28 خرداد اظهار داشت : " باید قبول کنیم مردم به ما رأی ندادند".

عمده ترین علت عدم پیروزی اصلاح طلبان عملکرد 8 ساله دولت خاتمی ، تعدد کاندیداهای اصلاح طلب ، عدم دادن شعارهای جذاب از سوی کاندیداهای اصلاح طلب و..... گفته شده است.

اما سه سال ازآن دوران گذشت ، مردم نه تنها پول نفت را بر سر سفره خود ندیدند که حتی بوی نفت نیز به مشامشان نخورده است و به جای مهرورزی گشت های ارشاد را در مقابل دیدگان خود مشاهده نمودند ، علی رغم تمام زحماتی که دولت نهم و شخص رئیس جمهور انجام داده اند اما نتیجه چیز دیگری بوده است ، تورم ، گرانی ، مشکلات عدیده بین المللی و خیلی از مسایل دیگر که همگان آگاهند.

حال چه باید کرد ؟

اصلاح طلبان این بار چه کاری انجام می دهند؟ انتخابات نهم ریاست جمهوری ، انتخابات شورای سوم و انتخابات مجلس هشتم سه آوردگاهی بودند که اصلاح طلبان شکست هایی پی در پی خوردند.

در تمام مدتی که صحبت از انتخابات بود به جای اینکه احزاب اصلاح طلب بیایند و برنامه های خود را به مردم ارائه دهند مدام بحث بر سر ائتلاف بود و دقیقه نود لیست ها بسته میشد و آن زمان دیگر کار از کار گذشته بود و نتیجه چیزی نبود جز "شکست ".

به راستی مقصر کیست ؟

زمانی که شنیده میشود 22 گروه اصلاح طلب کمتر یا بیشتر نشسته اند و درباره ائتلاف رایزنی می کنند ، آگاهان میخندیدند که چگونه در کشوری که یک حزب درست و حسابی نداریم ، 22 گروه سیاسی داریم و البته همه هم به دنبال سهم خواهی .

آن روز جوانانی فریاد می کشیدند که ائتلاف تنها راه چاره نیست و گوش هیچ بزرگی بدهکار نبود ، گویی این بزرگواران (که به مدد انقلاب وارد صحنه سیاست کشور شده اند نه به مدد کار تشکیلاتی مانند جوانان ) که خود را عقل کل میدانند امروز نیز با بی توجهی به حرف های دیگران باز دارند کار خود را انجام می دهند .

به راستی حرف های شیخ مهدی کروبی درست است که می گوید چند نفر در جناح اصلاح طلب هستند که همیشه کار را خراب می کنند؟

آیا وقت آن نرسیده که آقایان کمی پا را کنار گذاشته و میدان را به تفکرات و ایده هایی نو واگذارند ؟ 3 شکست در انتخابات بس نسیت ؟

آیا تنها راه پیروزی در انتخابات ائتلاف است ؟ چه کسی گفته ؟ اصلاَ چقدر مردم به گروه های سیاسی اهمیت می دهند که آقایان دم از ائتلاف می زنند؟ مگر هنوز جامعه ایران را نشناخته اند؟

چه کسی می خواهد رئیس جمهور شود ؟

سید محمد خاتمی ؟ آیا انتخاب او بازگشت به گذشته نیست ؟ چه تضمینی هست که خاتمی بسان قبل عقب نشینی نکند ؟ آیا او می تواند مانند احمدی نژاد بر سر حرفهایش بایستد ؟

یا محمد رضا عارف ؟ آیا او معین دوم نیست؟ یا عبدالله نوری ؟ چه کسی تضمین می کند که او تأیید صلاحیت شود؟ مگر برای شکست در انتخابات می خواهیم وارد میدان شویم .

یعنی درجناح اصلاح طلب کشور کسی دیگر وجود ندارد تا قبای ریاست جمهوری به تن کند ؟ هست ،باید کمی بازتر نگاه کرد ، مگه نه؟

منتظر شنیدن نظرات دوستان عزیزم هستم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 22:57  توسط حسام  | 



 

به یاد دوستان اسیرم...........

 

چند هفته پیش بود که خبری به این شرح منتشر شد:

 

بنابه گزارش ها افراد مسلح ناشناس پنجشنبه شب با حمله به یک پاسگاه انتظامی در بخش سراوان در استان سیستان و بلوچستان در نزدیکی مرز پاکستان، 16 مامور انتظامی ایران را گروگان گرفته اند.

دولت ایران که تصور می کند افراد مسلح گروگان ها را به پاکستان برده باشند از دولت این کشور کمک خواسته است.

 

و چند روز پس از آن این خبر منتشر شد :

سه روز پس از اعلام خبر اعدام دو سرباز ایرانی توسط گروه جندالله، دولت ایران نسبت به صحت این خبر ابراز تردید کرده و می گوید "قرار است" هیاتی را برای پیگیری موضوع به پاکستان اعزام کند.

 

و امروز هم خبر این است :

به گزارش شبکه تلویزیونی العربیه گروه سنی جندالله که در جنوب شرقی ایران دست به نبرد مسلحانه علیه دولت ایران زده است می گوید دو نفر دیگر از 16 گروگان ایرانی را کشته است.

 

عکس های منتشر شده از افراد گروگان گرفته شده حاکی از آن است که اکثر |آنها از سربازان وظیفه هستند .

به طور حتم آنهایی که سربازی رفته اند می دانند خدمت در لب مرز ، آنهم مرز شرقی کشور که مصائب و خطراتی دارد ، به قول معروف جگر شیر می خواهد .

و حالا یک الف بچه به اسم " عبدالمالک ریگی " می آید و آنها را می رباید  و کل سیتم امنیتی کشور را زیر سئوال می برد و دولت جمهوری اسلامی انگار نه انگار که آن سربازان نیز شهروندان ایرانی هستند و تازه سه روز پس از انتشار اخباری مبنی بر کشته شدن دو سرباز می گوید : قرار است هیاتی را برای پیگیری موضوع به پاکستان اعزام کند ، و این بی خیالی جگر آدم را کباب می کند.

به عنوان کسی که خودم هم سرباز هستم نگران حال این دوستانم هستم ، دوستانی که نمی دانیم الان کجا هستند و چه وضعیتی دارند ، دوستانی که شاید هرروز کابوس مرگ را می بینند و امید به آزادی دارند ، امیدوارم متوجه این بی خیالی دولتمردان دولت نهم نشده باشند که این بی خیالی به مراتب از مرگ برای آنها بد تر است.

به طور حتم اگر در دولت قبل چنین اتفاقی می افتاد زمین و زمان به هم می ریخت و شخص خاتمی به بی عرضگی متهم می شد اما حالا............

به راستی خانواده های آنها اکنون چه حالی دارند و وقتی این اخبار را می شنوند چه حسی به آنه دست پیدا می کند ؟ شاید خداخدا می کنند که این اخبار دروغ باشد و شاید هم می گویند امیدواریم فرزند ما کشته نشده باشد.

آقای رئیس جمهور کمی هم به فکر فرزندان این وطن باشید.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 11:48  توسط حسام  | 



غرورمان شکسته شد

دریافت اخبار اولیه از نتایج ضعیف ورزشکاران ایرانی در المپیک پکن برایمان کافی و وافی بود تا بفهمیم کاروان ورزشی ما زودتر از سایر کشورها به کشورشان بازمیگردند.

کسب این نتایج ضعیف و شکسته شدن غرور ملی مان این سئوال را در اذهان مطرح می کند که به راستی این همه دم و دستگاه و فدراسیون و سازمان تربیت بدنی و این همه خرج و مخارج برای چیست ؟ این همه خرج کردیم تا این نتایج را بگیریم؟ مدیریت ورزشی کشور دارد چه کار می کند؟

غرورمان شکسته شد ، البته سالهاست که شکسته ،

وقتی در خیابان راه می روی و گشت های ارشاد را می بینی که به لباس پوشیدن مردم هم کار دارند ، غرورمان شکسته میشود ، وقتی می بینی رئیس جمهور کشورت برای شرکت در اجلاسی به کشوری اروپایی میرود و هیچکدام از مقامات بلندپایه کشور میزبان او را به حساب نمی آورند ، غرورمان شکسته میشود ، زمانی که کاروان علمی کشور برای شرکت در اجلاسی علمی به کشوری دیگر می رود ولی در نتیجه سیاست خارجی دولت با در بسته آن کشور مواجه میشود و آنها را راه نمی دهند غرورمان شکسته می شود ، زمانی که اخبار رسانه های جهان همگی حول محور تحریم کشور و یا احتمال حمله نظامی به کشور است غرورمان شکسته می شود..........

خلاصه سالهاست که به خاطر عملکرد ضعیف مسئولان نظام جمهوری اسلامی غرورمان شکسته که نه ، بلکه خرد شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 14:49  توسط حسام  | 



یک روز اعصاب خرد کن.................

صبح ساعت ۵.۳۰ از خواب پا میشی ، باید بری پادگان ، کلی حرص میخوری که چرا باید برم ؟ جوابی نداری میری تا ظهر کار میکنی ، کلی اعصابت خورد میشه ، همش تو فکرکار خودتی ، ظهر از پادگان میای زود میای خونه تا بری سر کار ، خسته ای ، اما باید بری ، موبایلت رو میبینی ، یک پیام برات اومده ، کلی اعصابت بهم میریزه از متن پیام ، متن تلخیه از یک دوست ، میخواهی بری سر کار اما اعصابت داغونه ، حس و حال هیچ کاری رو نداری ، به زمین و زمان لعنت میفرستی ، میگی عجب دنیاییه ، ما آدمها تا زنده ایم ، تا پیش هم و د رکنار هم هستیم قدر همدیگر رو نمیدونیم ، باید بمیریم یا از هم جدا بشیم آن وقت ادم میشیم و به گذشته حسرت میخوریم ، نمیری سر کار میخواهی بخوابی ، اما مگه خوابت میبره ، خودت رو میزنی به کوچه علی چب و میگی : " این نیز بگذرد " مصلحت اینه که الان سکوت کنم.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 14:54  توسط حسام  | 



ما آدم ها !!!!

امان از دست ما آدم ها عجب موجودات عجیبی هستیم ، قبول دارید چند وجهی هستیم ؟ یک رویمان خوب و روی دیگرمان بد است ، همین موضوع اخیری که اتفاق افتاده ، همین دستگیری  آقای " کارادزیچ" قاتل بوسنیایی ها ،خوب این هم یک آدم بوده دیگه ، مگه نه ؟ اما چرا ما آدم ها اینجوری هستیم ، چرا؟ هفته پیش رفته بودم گزارشی تهیه کنم با این موضوع " دنیا چه جوریه ؟" پاسخ مردم متفاوت بود البته اکثراً از گرونی گلایه میگردند و برخی دیگر هم می گفتند:" دنیای خوبیه "! و من هم با کمال تعجب میپرسیدم : "واقعآ دنیای خوبیه ؟ اگر خوبهس لین همه جنگ و کشتار چیه ؟ " جوابه متفاوت بود یک جواب این بود : دنیا خیلی خوبه ، زیباست ولی ما آدمهاییم که این دنیا رو خراب می کنیم ، دیدم راست میگه ما آدم ها با غرورمون با خودخواهی هایمان با تعصبات بیجا با بیخردی هایمان داریم دنیا را خراب می کنیم که البته این کار را سالیان درازی است که انجام دادیم ،اما سئوال اینجاست در قرن ۲۱ چرا ما آدم ها مانند اجدادمان در هزاران سال پیش عمل می کنیم ؟ راستی چرا؟

عجب صبري خدا دارد !

 اگر من جاي او بودم

همان يك لحظة اول .. كه اول ظلم را مي‌ديدم از مخلوق بي‌وجدان ،

جهان را با همه زيبايي و زشتي، به روي يكدگر ، ويرانه مي‌كردم

عجب صبري خدا دارد !

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 16:5  توسط حسام  | 



سلام ، چند ماهی بلود که نمی نوشتم البته وقتی هم می نوشتم چیز به درد بخوری نبود خوب بگذریم.

در این چند ماه اتفاقات زیادی افتاده آخریش هم ردصلاحیت هاست .سکوت جایز نیست باید کاری کرد.

پس همراه شو عزیز کین درد مشترک هرگز جداجدا درمان نمی شود/

از امروز می خواهم بنویسم .دعا کنید که بنویسم ولو اندک .

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 22:34  توسط حسام  | 



چند روز پیش با دکتر ابراهیم اصغرزاده مصاحبه کردم و نظرات این دوره او برام جالب بود ‍

اصغرزاده از دانشجویان پیرو خط امام بود که لانه جاسوسی را اشغال کردند و بعد از دوم خرداد به یکی از رهبران اصلاح طلبی در ایران تبدیل شد .اصغرزاده در سال ۷۸ در پارک لاله تهران در یک تجمع بع گروههای فشار اعلاتم کرد " ما از بمب اتم خطرناک تریم " و این آغاز ماجرایی بود که چند وقت بعد منجر به حوادث کوی دانشگاه شد .

در دور اول انتخابات شورای شهر تهران اصغرزاده به این شورا راه پیدا کرد و بعد سلسله حوادثی در شورا پدید آمد که یک پای ثابتش اصغرزاذه بود و باعث شد که شورای دوم دست اصولگرایان بیفتد و بعد حوادثی دگر.

اما نکته جالب این بود که اصغرزاده این بار از میانه روی سخن می گوید .خیلی خوب است ..اما دیر..او خیلی دیر به این نتیجه رسید که باید در یاست میانه رو باشد ..هم او و هم کسانی که با حرکات رادیکالی باعث شدند سر انجام دوم خرداد "سوم تیر" شود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 13:55  توسط حسام  |