آیا جریان چهارمی در راه است؟
شیخ مهدی کروبی در کنفرانس مطبوعاتی اخیر خود به شکل گیری جریان چهارمی در عرصه سیاسی کشور اشاره کرد ، اگر چه خبرنگاران حاضر در جلسه به راحتی از این مسئله عبور کردند ولی این پیام هشداری بود برای گروههای سیاسی کشور به خصوص اصلاح طلبان.
در دسته بندی جریانات سیاسی در سالهای اخیر و به خصوص در انتخابات سه دوره اخیر جریان سومی وارد مبارزات انتخاباتی شد که شاخص ترین این گروهها " آبادگران " بودند که توانستند در انتخابات شوراها پیروز شوند و پله پله مراکز حکومتی را در دست گرفتند ، این جریان که خود را جریان سوم می نامید با استراتژی تخریب گذشته وارد میدان شد آبادگرانیها جز ولی فقیه کسی دیگر را در نظام سیاسی کشور قبول نداشتند و به تمامی مسئولان گذشته به دیده یک دزد و غارتگر بیت المال نگاه می کردند ، محمود احمدی نژاد یک نمونه کاملی از این جریان است .
در جناح اصلاح طلب کشور شاید جریان سوم را بتوان در گروه مهدی کروبی خلاصه کرد با این تفاوت که آنها نیز ولایت فقیه را قبول داشتند اما یک سری انتقادات را نیز به شخص رهبری به خصوص در جریان انتخابات نهم به وی داشتند ، شیخ مهدی کروبی نیز به جز حامیان خود تمامی اصلاح طلبان را مورد حمله قرار داد و آنها را باعث شکست جنبش اصلاح طلبی در ایران دانست خود آقای کروبی در این کنفرانس جریان هم اندیش خود را جریان سوم اصلاحات نامید .
اما جریان چهارم چه کسانی هستند ؟ اصولگرایان جوانی که دولت جدید نیز آنها را برای تشکیل یک حکومت اسلامی ارضاء نکرده است ؟ و یا اصلاح طلبان جوانی که ناامید از عملکرد سران فعلی خود دست به تشکیل یک جریان دیگری می خواهند بزنند ؟
به نظر می رسد جریان چهارم از جنبش اصلاح طلبی سر به بیرون بیاورد چرا که در جریان مقابل با تمامی اختلافاتی که می تواند در میانشان به وجود بیاید ، به دلیل تبعیت محض از مقام ولایت به سرعت می توانند وحدت خود را حفظ کنند
اما در جریان اصلاح طلبی اینطور نیست اگر چه سید محمد خاتمی به عنوان یک رهبر معنوی در اصلاحات شناخته می شود ولی گروههای اصلاحات هر یک به خاتمی به گونه ای که خودشان می خواهند نگاه می کنند و اساساً محمد خاتمی نیز نمی خواهد رهبری این جریان تکه تکه شده را به عهده بگیرد و به دنبال ترویج نظریات خود در جهان است .
جوانان اصلاح طلبی که در انتخابات ریاست جمهوری با امید وارد صحنه شده بودند و با یک شکست غیر منتظره روبرو شدند امروز نیز در آستانه انتخابات شوراها و اختلاف سران اصلاحات منتظر شکستی دیگر هستند و شاید به فکر راه اندازی یک جریان دیگری از تبار اصلاح طلبی بیفتند، اصلاح طلبانی که به راستی می خواهند دست به اصلاحات در ساختار حکومت یکدست کنونی بزنند.
شاید با راه اندازی این جریان سران اصلاح طلبی نیز به اشتباهاتشان در قبال این جوانان پی ببرند که آن موقع نیز بسیار دیر شده است زیرا دیگر آنان جایگاهی به مراتب بد تر از امروز در عرصه سیاسی دارند و هم اکنون باید به فکر خویش باشند.
باید منتظر بود تا ببینیم این جریان چهارم از چه کسانی و با چه نوع نگرشی در عرصه سیاسی کشور به وجود میاید .