سلام بر دموکرسی
سخنم با تحریم کنندگان و معاندان و براندازان است که همیشه تنها را نجات این مملکت را انقلاب می دانند ، سخنم با کسانی است که به جای آمدن در میدان و تمرین دموکراسی همیشه حرف از بر اندازی مزنند و یک انقلاب دیگر .
به راستی چرا ؟ چرا در این کشور که قریب به یک صد سال از حرکت اصلاحی در آن می گذرد باز صدای انقلاب از سوی برخی می آید؟ چرا ما نمی توانیم با آرامش به سوی دموکراسی گام برداریم و همیشه این گامها از سوی دو گروه با لغزش مواجه شده است:
1- مخالفین نظام و کسانی که بعد از انقلاب تحت تأثیر حرکات تند و رادیکال اوایل انقلاب بودند ، کسانی که بدون ارائه را ه حلی مسالمت آمیز فقط از سقوط نظام دم می زنند و کسانی که این نظام را فاسد می دانند و نیم نگاهی به امداد از آنسوی مرزها دارند.
2- آندسته از کسانی که همیشه به قشر اصلاح طلب و روشنفکر جامعه به دیده غربزدگانی نگاه می کنند که فکر می کنند این جماعت خواستار از فرق سر تا نوک پا غربی شدن جامعه هستند.
در طول این سالیان حرکت اصلاحی جامعه از سوی این دو گروه مورد تاخت و تاز قرار گرفته اما این کشتی طوفان زده آرام آرام به حرکت خود تا به امروز ادامه داده است.
24 آذر این امید را در میان اصلاح طلبان ایجاد کرد که دولت و مجلس مخالف اصلاح طلبان انتخاباتی را بر گزار کردند که از درون صندوق های رأی مخالفان دولت بیرون آمدند و این به معنی یک گام به جلو تلقی میشود .
درست است که در این کشور انتخابات مجلس هفتم نیز برگزار شد که مانند یک مسابقه دو بود که عده ای را دست و پایشان را بسته و و گروهی دیگر را دست و پایشان را بریده بودن و به بقیه می گویند بدوید ، اما از دل همین مجلس نا مشروع اظهارات و مخالفتهایی با کابینه نهم شد که در طول تاریخ ایران کم نظیر بوده است .
باید امیدوار بود ، از دل دولت هاشمی ، سید محمد خاتمی و اصلاح طلبان بیرون آمدند و از دل شورای اول اصلاح طلبان ، اصولگرایان بیرون آمدند ، از دل دولت اصلاحات دولت رادیکال احمدی نژاد و از درون شورای دوم اصولگرایان ، اعتدالیون و اصلاح طلبان بیرون آمدند .
اگر اصلاح طلبان به دولت کنونی و نظام انتقاد دارند باید از طریق اصلاحات و مبارزه آرام به رقابت با حریف بروند ، اگر اصولگرایان ، اصلاح طلبان را بر نمی تابند حق ندارند غیر از مبارزه انتخاباتی رقیب را حذف کنند و بهترین جا برای تسخیر قدرت، انتخابات می باشد .
دوستانی که به بر اندازی و انقلاب در کشور فکر می کنند باید بدانند که چه خونهایی از مشروطه تا به امروز ریخته شده تا یک انتخابات نیم بند در کشور برگزار شود.
چه کسانی بوده اند که آرزوی خواندن یک روزنامه منتقد دولت را داشته اند و چه کسانی که در آرزوی برگزاری یک انتخابات و داشتن یک گروه و حزب منتقد حکومت سر بر خاک گذاشته اند.
باید این دوستان بدانند که این کشور و برگزاری همین انتخاباتی که خیلی ایراد به آن هم است همینجوری و بدون زحمت به وجود نیامده که به همین راحتی و با یک انقلاب از بین برود.
آزمون و خطا تا کی ؟ باید این جماعت خواب آلود بدانند که اینجا ایران است و با همین فرهنگ اگر هر حکومت دیگری هم بیاید وضع همین است و راهی جز اصلاحات وجود ندارد و این اصلاحات آهسته و پیوسته است .
باید به خودمان بقبولانیم که اگر شکتی می خوریم مقصر اول خودمانیم ، نه دیگران ، اگر اصلاح طلبان در شورای دوم پیروز نشدند مقصر خودشان بودن نه شورای نگهبان و اگر در انتخابات ریاست جمهوری نیز شکست خوردن باز مقصر اصلی خودشان بودند نه حکومت ، پس یاید جنبه شکست را داشته باشند که تا به امروز داشته اند.
سخن کوتاه رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود کشور دارد به سوی پیشرفت پیش می رود و این هم از صدقه سری اصلاح طلبی است و.............